خرید بک لینک
بچه که بودم با مامانم میرفتم سر کارش.اونجا زیاد ول میچرخیدم و تو هر قسمت بایکی دوست میشدم.طبق معمول به همشونم میگفتم خالهالان یکی از همکاری مامانم زنگ زد خبر فوت یکی از اون خاله ها رو داد.به دلیل بیماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:56

امروز مراسم ختم همکار مامانم بود.بقیه همکارا هم که من رو میدیدن میگفتن وای چقد بزرگ شدی چقد خانوم شدی چقد تغییر کردی.تو همون دختر کوچولو با موهای بافته شده بلند که از دیوار صاف هم بالا میرفت؟هنوز هم مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:56

کوثر جان من گوشیمو سرکار جا گذاشتم شماره ات توش بود.البته خدا رو شکر خطم تو گوشی قدیمیمه.اما شماره ات رو جای دیگه ای ندارم.

قراره فردا باهم بریم فردوسی و انقلاب.

اگر این پست رو میخونی لطفا به من زنگ بزن.

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:56

اما خدایی بلاگفا باید یه آپشن بذاره که ما حرفامون رو تو ویس بگیم و ثبت کنیم تو وبلاگامون.

من واقعا زمان و حال تایپ کردن ندارم...

البته میشه ضبط کنیم و آپلود کنیم...

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:56

حالا الان که یه وقت پرت دارم بشینم ماجرای این مدت رو بنویسم.21 آذر با کوثر قرار داشتم.اما گوشیم رو اداره جا گذاشته بودم.اول رفتم سر کار گوشیو برداشتم زنگ زدم به کوثر ببینم اصلا قرار رو یادش بوده و راهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:56

اگر بخوام امروز رو توصیف کنم.و حتی فردا رو پیش بینی، فقط یه جمله به ذهنم میرسه:

اسیر شدیم :|

+اصلاح شد.ممنون!

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:56

یه لحظه مپ گوشی رو باز کردم.دیدم همه ی خیابونا سبزه.شگفت زده شدم.تازه بعدش به ساعت توجه کردم.

حالا 7_8 شب عمرا یه خیابون سبز پیدا بشه ها.

اوه اوه، امشب و فردا شب که غلغله اس.

شب یلدا مبارک.

+امروز تولد مهسا بود.کیک خریدم بردم خونشون غافل گیر شد.کادوشم همون طور که گفته بود یه ساعت مشکی.باشد که گم نکند یا بلاهای دیگه سرش نیاد.

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:56

امشب میخوام تو سامانه مفید و سجام ثبت نام کنم که توی هفته یه روز برم کارگزاری و دیگه بریم تو بورس.

اگر شاخص ها کاهش چشم گیری داشت پا قدم منه:))))))

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:56

همین الان بهم خبر رسید تو کنکور، استاندارد های جدید میاد.

چون تو آزمون جامعه حسابداران رسمی از استاندارد های جدید دادن.

استرس گرفتم.هفته پیش رفته بودم کتاب چاپ جدید بگیرم که استاندارد های جدید توش باشه هنوز چاپ نشده بود.خدا کنه تا هفته دیگه چاپ شده باشه.عقب میمیونم وگرنه.

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:08

باران که شدى مپرس ، این خانهی کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکیستباران که شدى، پیالهها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه یکیستباران! تو که از پیش خدا مىآییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکیستبر درگه او چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:08

هانیه پیام داده روز حسابدار رو بهم تبریک گفته.

من هم اصلا یادم نبود.

آقا روزتون مبارککککک.(البته اگر حسابدارید:| )

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:08

ای فرشتگان! از هر گوشه ی این گیتی که فکرش میکنید،بر شیپور های خود بدمید،

ای ارواح به غایت بی شمار، از گور ها برخیزید!

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:54

برگردیم به 5 سال قبل، 23 آبان 93، از آزمون قلمچی برگشتم میخوابم، مثل همه ی خواب های بعد آزمون خواب های در هم بر هم میبینم.با صدای تلویزیون که میگفت مرتضی, پاشایی, فوت شده بیدار میشم.اول فکر میکنم ادامه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:54

ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:54

کوه باش و دل نبند، رود باش اما بمون..

یادت نره قولت رو، نشه چیزی خسته کنه تو رو

یادت نره زندگی، یه وقت یادت نره زنده ای.

من تو رو میخوام اما آزاد، که غم هیچ وقت سراغت نیاد...

+آهنگ کوه باش و دل نبند، از گروه او و دوستانش. He and his friends

+00:46 ---بارون گرفت.

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:54

صفحه بندی